مرتضى مطهرى

431

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است بگوييم : السَّلامُ عَلَيْكَ يا ابا عَبْدِاللَّهِ يا لَيْتَنا كُنّا مَعَكَ فَنَفوزَ فَوْزاً عَظيماً اى كاش ما مىبوديم با تو ، حسين بن على عليه السلام مىگويد كربلا كه يك روز نيست ، هميشه است . يكى از دلائلى كه جامعهء ما جامعهء مرده است همين جريانى است كه ما فعلًا در روز اربعين داريم . در اين روز واقعاً دو موضوع مهم داريم كه بسيار شايستهء اهميت است . يكى آمدن جابر [ به كربلا براى زيارت اباعبداللَّه عليه السلام ] كه آمدنش يك تابلوى بزرگ است ، و ديگر زيارت اربعين - كه الآن فرصت شرح آن نيست و بايد در وقت ديگرى مضمونهاى آن زيارت را براى شما بخوانم - و اين سنّتى كه از دور ، از هرجا كه هستيد حسين بن على عليه السلام را در اين روز زيارت كنيد . اينها دو جريان واقعى است . يك جريان ساختگى كه در هيچ كتاب معتبرى وجود ندارد و تنها در يك كتاب وجود دارد كه آن كتاب به اتفاق تمام ارباب مقاتل معتبر نيست « 1 » اين است كه در روز بيستم ماه صفر اسرا ، اهل‌بيت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ، اهل بيت امام حسين عليه السلام از شام به كربلا مىآيند . ما آن دو جريان اصيل را به كلى فراموش كرديم . شايد در ميان همهء ما دو نفر نباشند كه زيارت اربعين را به قصد پيوند با حسين بن على عليه السلام خوانده باشند يا داستان جابر را از روى تدبّر گوش كرده باشند . هرجا كه مىرويم صحبت از اين است كه اهل بيت امام حسين عليه السلام به كربلا سر قبر امام حسين عليه السلام آمدند ؛ بعد چه شعرها ، چه مرثيه‌ها ، چه سينه‌زنىها ، همه بر اساس دروغ ! اين ، علامت جامعهء مرده است . دروغ را مىپذيرد اما راست را هرگز حاضر نيست بپذيرد ! جابر بن عبداللَّه انصارى از صحابهء پيغمبر اكرم و از جوانان اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله است و در جنگ خندق جوانى بوده در حدود شانزده سالگى ، تازه بالغ شده بود ، در وقت وفات رسول اكرم صلى الله عليه و آله تقريباً بيست و دو ساله بوده و بنابراين در سنهء 61 هجرى اين مرد هفتاد و چند ساله بوده است . در آخر عمر كور شده بود ، چشمهايش نمىديد . با يك مرد محدّث بزرگوارى به نام عطيّهء عوفى آمد و قبل از آنكه به سراغ تربت حسين عليه السلام برود ، رفت سراغ فرات ، غسل زيارت كرد و

--> ( 1 ) . البته صاحبش مرد بزرگوارى است كه در جوانى اين كتاب را نوشته و اين كتاب مشتمل است بربسيارى از مسائل كه تاريخ آنها را تكذيب مىكند . هيچ كدام از مورخين و محدّثين و مقتل‌نويسان اسلام اين جريان را ننوشته‌اند بلكه تكذيب كرده‌اند و عقل هم آن را تكذيب مىكند .